علامه بزرگ محمد تقی بن مقصود علی مجلسی (۱۰۷۰ ق) زنده‌کننده صحیفه سجادیه

فعالیتهای دامنه‌دار مجلسی و تکاپوی صحیفه‌دانی او در پی رویای صادقه‌ای بود که در خواب به حضور حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) شرفیاب شد و صحیفه سجادیه را از ایشان گرفت و بعد از آن در مدت زمانی نزدیک ۵۰ سال، همیشه بخشی از عمر علمی خود را بر سر تصحیح و ترویج آن صرف کرد.

خود مجلسی در چندین کتاب و اجازه‌اش این رؤیا را گزارش کرده است. از میان آنها مفصل‌ترینشان در روضة المتقین فی شرح اخبار الائمة المعصومین به هنگام معرفی متوکل بن عمیر بن متوکل، راوی صحیفه است:

در اوائل بلوغ در مقام مرضات خدای تعالی بودم و در طلب خشنودی‌اش می‌کوشیدم و جز به یاد خدای تعالی مرا قرار نبود تا آن که در میان خواب و بیداری دیدم که صاحب الزمان صلوات الله علیه در اصفهان، در جامع قدیم، نزدیک به باب تالار که هم اکنون درسگاه من است، ایستاده بر آن حضرت سلام کردم و خواستم پایش را بوسه دهم که نگذاشت و مرا گرفت. پس بر دست امام (ع) بوسه دادم و مسائلی چند را که از برایم مشکل می‌بود از آن حضرت پرسیدم… سپس گفتم: ای سرورم! همواره مرا میسر نیست که به خدمتت شرفیاب گردم، مرا کتابی ده پیوسته بر آن کار کنم. آن حضرت (ع) فرمود: از برای تو کتابی به مولانا محمد تاج داده‌ام و من او را در خواب می‌شناختم. پس آن حضرت فرمود: برو و آن را از او بستان. از آن در مسجد که پیش روی امام (ع) بود به جانب دارالبطیخ، که محلتی است از اصفهان، بیرون شدم. هنگامی که به آن شخص رسیدم، چون مرا دید به من گفت: صاحب الزمان (ع) تو را به سراغ من فرستاده است؟ گفتم آری. پس از جیب خود کتابی دیرینه بدر آورد. چون آن را گشودم دانستم که کتاب دعاست. بوسیدمش و بر دیده نهادم و از وی رخ تافته روی به صاحب الزمان (ع) آوردم که بیدار شدم، و آن کتاب با من نبود. به خاطر از کف دادن آن کتاب تضرع و گریه و زنهارخواهی آغازیدم تا آن که بامداد دمید.

پس چون از نماز و تعقیب بپرداختم، مرا در خاطر بود که مولانا محمد همان شیخ (شیخ بهاءالدین محمد عاملی ) است و تاج نامیدنش به سبب بلند‌آوازگی او در میان عالمان است. هنگامی که به درسگاهش رسیدم، که در مجاورت مسجد جامع بود، او را مشغول مقابله صحیفه دیدم و آن که می‌خواند سید صالح امیر ذوالفقار جرپادقانی بود. دمی نشستم تا از آن کار بپرداخت و گویا در سند صحیفه بودند، لیک به سبب اندوهی که داشتم سخن او و آنان را درنمی‌یافتم و می‌گریستم. پس به نزد شیخ رفتم . رؤیای خویش را در حالی که به خاطر از دست دادن آن کتاب گریان بودم بدو گفتم. شیخ گفت: تو را مژده علوم الهی و معارف یقینی باد و هر آنچه تا کنون پیوسته در طلبش بودی، و (پیش از آن) بشترینه سخن من با شیخ در باب تصوف بود که خود بدان تمایل داشتم.

با این همه دلم نیارمید و گریان و اندیشه‌ناک بیرون شدم تا آن که به دلم افتاد به همان جانب روم که در خواب رفتم. وقتی به دارالبطیخ رسیدم مرد صالحی را دیدم که آقا حسن نام داشت و ملقب بود به تاجا. چون بدو رسیدم و سلامش دادم، گفت: فلانی! کتابهای وقفی نزد من هست، هر یک از طلاب که آنها را می‌گیرند، به شروط وقف عمل نمی‌کنند، و تو عمل میکنی. بیا و بدین کتابها بنگر و هر کدام را که حاجت داری برگیر. با او به اتاق کتابهایش رفتم. نخستین کتابی را که به من داد، همان کتاب بود که در خواب دیدم. گریه و زاری آغازیدم و گفتم، مرا بس است. به یاد ندارم خواب را بدو گفتم یا نه.

مجلسی سپس به مقابله نسخه تازه‌یاب خود با نسخه نیای پدر شیخ بهائی و ترویج آن در اصفهان پرداخت:

به نزد شیخ آمدم و شروع کردم به مقابله آن با نسخه او که نیای پدرش از روی نسخه شهید نوشته بود… و نسخه‌ای که حضرت صاحب الزمان (ع) به من اعطا فرمود نیز از روی نسخه شهید نوشته شده و با آن نسخه به غایت همسان بود، حتی در نسخه بدل‌هائی که بر هامش آن کتابت شده بود. پس از آن که از مقابله بپرداختم، مردمان نزد من آغاز به مقابله کردند و به برکت عطای حضرت حجت صحیفه کامله در همه شهرها مانند خورشید و در هر خانه تابیدن گرفت، و به ویژه در اصفهان، که بیشترینه مردمان چند صحیفه دارند و بشترینه‌شان مردمانی شایسته و نیایشگراند و بسیاریشان مستجاب الدعوة و این از آثار معجزه صاحب الزمان (ع) است. (روضة المتقین ج ۱۴، ص ۴۱۹-۴۲۱ به نقل از کوششهای مجلسی اول و دوم در راه سامان دهی متن…)

 نقل از: مقدمه سید محمّد حسین حکیم بر الصحیفة السجادیة الکامة، نسخه برگردان دستخط ابراهیم بن علی کفعمی

رَوضَةُ المُتّقین فی شَرح مَن لا یحضُرهُ الفَقیه یا رَوضَةُ المُتّقین فی شَرح الاخبار الاَئمة المَعصومین:

تألیف محمد تقی مجلسی مشهور به مجلسی اول پدر علامه مجلسی و از علمای بزرگ شیعه در قرن یازدهم هجری و متوفای سال ۱۰۷۰ قمری است. این کتاب شرحی مزجی به کتاب من لا یحضره الفقیه، نوشته شیخ صدوق، از کتب اربعه و از منابع مهم روایی شیعه است.

مؤلف در این کتاب با شرح جملات شیخ صدوق و بررسی اسناد روایات و بیان صحیح و غیر صحیح آن بنابر طریق شیخ صدوق و یا شیخ کلینی و بررسی متن روایات و فقه الروایة، اثری ارزشمند را به وجود آورده است. این کتاب از منابع با ارزش فقه روایات نیز می‌باشد. یعنی بررسی دلالت و معنا و مفهوم روایات اهل بیت پیامبر(ص). مؤلف در این کتاب به نظرات علمای تسنن در عصر ائمه(ع) نیز اشاره دارد.

 

روضة المتقین مجلسی

دارالبطیخ:

آرامگاه خواجه نظام‌الملک معروف به دارالبطیخ مربوط به دوره سلجوقیان -قرن۱۳ ه‍.ق است و در اصفهان، متری قیام (سبزه میدان)، خیابان ولی عصر، کوچه سلطان سنجر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 این چیزی است که میر سیدعلی جناب در کتاب «آثار و ابنیه اصفهان» درباره قبرستان امروز خاموش و بی‌رونق دارالبطیخ نوشته:

 قبرستانی در محله دارالبطیخ که گویا اهالی، آن را بیشتر دال‫بیتی یا دال‫بتی تلفظ می‌کنند و به دلیل این‌که در دوره‌ای، بازار میوه و سبزی داشته، به این نام نامیده می‌شود. (دارالبطیخ به معنی خانه خربزه است) این محله، امروزه در کوچه‌پس‌کوچه‌های خیابان تازه‌ساز نظام‫الملک که از یک ‌طرف به خیابان احمدآباد و از طرف دیگر به خیابان ولی‌عصر منتهی می‌شود، واقع‌ شده است. مقبره‌ای که خواجه نظام‫الملک طوسی، وزیر ایرانی سلجوقیان ترک‌تبار هم در آن دفن شده، وزیری که پدرش از دیوانیان دربار غزنوی بود و پسرانش هم بعداً وزیر سلجوقیان شدند. او که ۳۰ سال وزارت آلب ارسلان و ملکشاه را به عهده داشت، در دوران پایتختی اصفهان، بانی ساخت مسجد جامع شد و نظامیه‌های علمی راه انداخت.